تعريف اخلاق :كارهاي نيك و بدي كه انسان سر مي زند ممكن است با اراده و اختيار انجام شود يا از روي تقليد ديگران صادر شود . مثلا ممكن است انسان راستگو يا مهمان نواز باشد ولي اين عمل نيك ، داراي ريشه ثابت در نفس و جان او نباشد بلكه بصورت تقليدي از ديگران صادر مي شود . بدين معني كه شخصي راستگو بوده ، اين انسان هم تحت تاثير او واقع شده و به تقليد از او ، سخني را به صدق و راستي بر زبان آورده است . يا مثلا رفيق و برادرش مهمان نوازي و گشاده دستي نشان داده اند و به ديگري احسان كرده اند
و اين انسان هم بر اساس تاثير پذيري و تقليد از آنها دست به احسان و انفاق گشوده است . پس اگر چه اين شخص اعمال نيك انجام داده ، و اگر چه مي توان و بايد به اعمال نيك او اذعان داشت ولي صدور اين اعمال نيك ، ريشه از نفس او نداشته بلكه از روي تاثير و تقليد و پيروي از ديگران بوده است . معلم و فيلسوف اخلاق ، پيرامون اينگونه اعمال و افعالي كه از انسان بصورت تقليد از ديگران صادر مي شود بحث نمي كند بلكه فيلسوف اخلاق از آن دسته اعمال و افعالي سخن مي گويد و بحث مي كند كه ريشه و سر منشا آن ، در نفس انسان باشد با توجه به آنچه بيان شده ، اكنون مي توانيم به يك تعريف كلي و عمومي از اخلاق دست يابيم . آن سلسله صفاتي كه در نفس و روح انسان ثابت و ريشه دار است و منشا صدور اعمال نيك همچون راستگويي و انفاق ، يا اعمال همچون دروغگويي و خست
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: آدرین قاسمیپور
تاريخ: پنجشنبه
30 آذر
1396 ساعت: 15:25